شبها که می خواستیم بخوابیم باید پاهایمان را زیر چند لایه پتو مخفی میکردیم ، چون ممکن بود موشها انگشتانمان را بجوند . موش که می گویم شاید تصور کنید همان موجود ریزه میزه ای است که گاهاً در انبار های خانه تان یا جوبهای کوچه تان میبینید ، ولی باید توضیحی بدهم که این موش ها در منطقه به موشهای گربه خور معروف بودند . برای خیلیها قابل باور نبود که اینها یک گربه را تکه پاره کرده و می خوردند آنوقت تصور کنید وقتی با دندانهای یکی از موشها نیمه شب از خواب بپرید چه حالی به شما دست میدهد .
هرراهی را امتحان کردیم تا از شرشان خلاص شویم اما هیچ فایده ای نداشت . موضوع آنقدر مهم شده بود که بچه های گردان تصمیم گرفتند یک جلسه اختصاصی برای مقابله با این مشکل تشکیل دهند . در آن جلسه هر کس نظری داد و من هم نظرم را گفتم . در چشم های همه شان خواندم که با نظرم موافقند .
از چند روز بعد کار شروع شد ، نقشه این بود که هر روز تعدادی از این موشها را دستگیر و در جعبه های خالی مهمات حبسشان کنیم ، بعد از یکی دو روز که کاملاً گرسنه شدند ، با اسلحه چند موش را شکار کرده و به میان آنها بیاندازیم تا آن را به جای غذا بخورند . خودمان هم باورمان نمی شد که این کار اینقدر مؤثر باشد . جایتان خالی که ببینید موشهای گرسنه چطور موشهای دیگر را تکه پاره میکردند و میخوردند .
در طول یک هفته تعداد زیادی موش تربیت کردیم که غذایشان خودشان بودند ، یعنی موشهای موش خور . بعد پای این موشها را کنار سنگر هایمان می بستیم و شب راحت می خوابیدیم . آنها وظیفه خود را خوب میدانستند و هر وقت موشی قصد ورود به سنگر ها را داشت به راحتی آن را تکه پاره کرده و میخوردند.
خاطره ای از دکتر افشاری
همه چیز آماده شده بود ، دشمن خاکریزها را یکی پس از دیگری آماده می کرد. تبلیغات رسانه ای سنگین ، اظهارات سیاستمداران و سیاست سازان همه چیز را اینگونه جلوه داده بود که آنان با حضور احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا مخالفند شاید بعضی هایشان هم همین فکر را می کردند ، اما همه اینها یک بازی بچگانه بود ، همان بازی که دشمن سالهاست به اشکال مختلف اجرایش می کند اما غافل از آنکه دیگر دستش برای خیلیها رو شده است . سیاستمداران از یک سو حضور دکتر احمدی نژاد در دانشگاه را محکوم می کردند و رئیس دانشگاه را تحت فشار قرار می دادند و از سوی دیگر رئیس دانشگاه با پافشاری فراوان تسلیم خواسته های آنان نمی شود. در حالیکه او نیز همسو با سیاستمداران متنی را آماده کرده است که به تصور خود ملت و رئیس جمهوری ایران را له و نابود خواهد کرد. چند تصور برای آنها وجود داشت ، یکی آنکه با قرائت این مکتوب توهین آمیز یا رئیس جمهور ایران آن مکان را ترک خواهد کرد و یک برگ برنده به دست دشمن خواهد داد ، یا آنکه احمدی نژاد در برابر آن بیانیه موضع انفعالی گرفته و از در پاسخ باز خواهد ماند و یا آنکه بیانیه موجب عصبانیت و تشنج جو سالن خواهد شد و خود به خود جمع به آشوب کشیده میشد. اما یکی از عوامل مهم که در تصمیم گیریهای آنان هیچ جایگاهی ندارد ، حضور خداوند متعال است . اگر تاکنون ایران در برابر اینهمه بی مهری و تحریم و جنگ پیروز شده است ، تجلی حضور پشتیبانی خداوند متعال است که اینبار نیز در قلب سپاه دشمن و در آغوش توطئه مستاجران کاخ سیاه ظلم ، انفجاری به نام احمدی نژاد را مستقر کرد . اگر پیروان حضرت موسی (علیه السلام) کمی زرنگی می کردند رد پای داستان پیامبرشان را در حضور دکتر احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا می دیدند همانجا که موسی در خانه پادشاه ظلم پایه های حکومت خداوندی خویش را استوار نمود .
احمدی تژاد اینبار هم آرام و خندان به خط زده بود . او جنگ را با تمام وجود شناخته است و میداند در جنگ کنونی چگونه می بایست خاکریزها را یکی پس از دیگری فتح کرد. او اینبار نیز ادب ایرانیان را به رخ دشمن بی ادب خویش می کشید . او اما همراه با ادب ایرانی ، تمدن اسلامی و انسانی جهان اسلام را نیز فریاد می زد . شاید اگر او این اقدامات را انجام نمی داد دیگر جهان اسلام خاطره انقلاب ایران را فراموش می کرد و توضیح آنکه چگونه می توان با دست خالی دشمن را نابود کرد برای نسل جدید جهان اسلام بسیار دشوار میشد.
این شاگرد امام خامنه ای بود که سخنان این رهبر فرزانه را در بیانی آتشین و دلنشین برای جهان خواند و یک گام به عقب ننشست .
دشمن با دست خود و طی هفته ها قبر گشادی حفر کرده بود که احمدی نژاد با درایت مثال زدنی جسد بی جان ظلم را در آن خاک می کرد. همان دانشجویانی که در هجوم شبکه های خبری و تبلیغاتی ایران را تروریست و یاغی می دانستند ، بارها و بارها از شنیدن حرفهایی که از دل ملت ایران برآمده بود به وجد آمده و بی اختیار احمدی نژاد را ستودند.
این پیروزی بزرگ نه تنها پیروزی ملت بزرگ ایران بود که پیروزی جهان اسلام نیز در آن نهفته است . حال می توان گفت که بعد از شهدا نیز هستند کسانی که بتوانند کاری بکنند و ملتی را روسفید نمایند .
دکتر عزیز ، پیروز باشی و سربلند .